تا نبض خیس عشق

 

اهای روزگار!!!

همه هورا كشيدند...

حالا پايت را از روی خرده های دلم بردار... 



+نوشته شده در شنبه 07 مرداد 1391
ساعت11:41توسط نفس | |

 

من کنارت هستم...

چرا امروز حیرانی!
به چه می اندیشی تو؟
تو یک ذره دلت تنها نیست،
پس چرا غمگینی؟
حس سردت با من آمیخته است،
تو به امروز بیندیش نه فردا و گذشته،
من کنارت هستم،
تو همان روشن ماهی که در شام من است،
من همان تکه ی نانم که در کام تو است،
پس کنارت هستم،
پس کنارم هستی،
پس بیا با من باش،
من کنارت هستم...


+نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391
ساعت13:05توسط نفس | |

دلمان كه ميگيرد,

تاوان لحظه هايي ست كه دل میبندیم...



+نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391
ساعت12:47توسط نفس | |

از هیاهوی وازه ها خسته ام...من سکوت را از اوراق سپید اموخته ام...

ایا سکوت...روشنترین وازه ها نیست؟!

همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام...ایا مرگ خونسردترین وازه ها نیست؟!

تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم...

شبی...شاید امشب... زیر نور مهتاب,یک وازه خواهم نوشت...

نام خونسرد معشوقه ام را...

بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت... و هم زمان...

پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت...

پایان



+نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391
ساعت12:33توسط نفس | |

 

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...


غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشكهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده



+نوشته شده در یکشنبه 04 تیر 1391
ساعت17:51توسط نفس | |

من تو را از دریچه ابهام خود میبینم هر روز...

وتو...

در صدای مانوس افکار من خوابیده ای انگار هنوز!

و من...

از تقاطع جدایی,بی کلام,بی حرف و بی صدا

هر روز خواهم شکست

بی کلام ,بی حرف و بی صدا خواهم شکست...!!!



+نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391
ساعت11:24توسط نفس | |

friendship is the union of spirits,a marrige of

hearts,and the bond there of virtue



+نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391
ساعت17:23توسط نفس | |

جمعه ها دلم بدجور میگیره...

نفس هام ارومتر از همیشن,اما تو دلم اشوبیه...

اقا جون...

چرا نمیای...؟؟؟

یادت باشه یکی همیشه چشم به راهته...

هر عصر جمعه اقاجون,با اشک در انتظارته...انتظار



+نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391
ساعت13:30توسط نفس | |

signs you are falling in love

you can`t stay mad at him/her for more than a minute or two.you actully have to try hard to stay mad

you`ll read his/her messages over& over again

you`ll walk really really slow while you`re with him/her

you`ll feel shy whenever you`re with him/her

while thinking about him/her ,your heart will beat faster& faster

by listening to his/her voice you`ll smille for no reason

while looking at him/her you can`t see the other people around you.you can only see that person

you`ll start to listening to slow songs

she/he becomes all you think about

you`ll do anything for him/her

while reading this, there was one person on your mind the whole time

 

 



+نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391
ساعت13:13توسط نفس | |

از بچگی به من اموختند که همه را دوست بدارم...

حال که بزرگ شده ام ,می گویند:

فراموشش کن...!!!عكس رمانتيك و ديدني



+نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391
ساعت12:34توسط نفس | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران