تا نبض خیس عشق

 

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...


غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشكهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده



+نوشته شده در یکشنبه 04 تیر 1391
ساعت17:51توسط نفس | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران